شازده کوچولو
ای خدا Hard دلم Format مکن
Field من را خالی از برکت مکن
Option غم را خدایا On مکن
File اشکم را خدایا Run مکن
Delete کن شاخه های غصه را
سردی و افسردگی را ، هر سه را
Jumper شادی بیا تا Set کنیم
سیستم اندوه را Reset کنیم
نام تو Password درهای بهشت
آدرس Email و سایت سرنوشت
ای خدا روز ازل کد داشتی
موس بود اما مگر پد داشتی
که چنین طرح تری دی میزدی
طرح خود بر روی سی دی میزدی
تا نیفتد Bug در اندیشه مان
تا که ویروسی نگردد ریشه مان
ای خدا از بهر ما ایمن فرست
بهر دل های پرآتش Fan فرست
ای خدا حرف دلم با کی زنم؟
Help می خواهم که F1 می زنم
منشی فوراً متوجه شد این زوج روستایی هیچ کاری در هاروارد ندارند و احتمالاً اشتباهی وارد دانشگاه شده اند. مرد به آرامی گفت:
«مایل هستیم رییس را ببینیم.»
منشی با بی حوصلگی گفت: «ایشان امروز گرفتارند.»
خانم جواب داد: « ما منتظر خواهیم شد.»
منشی ساعتها آنها را نادیده گرفت و به این امید بود که بالاخره دلسرد شوند و پی کارشان بروند. اما این طور نشد. منشی که دید زوج روستایی پی کارشان نمی روند سرانجام تصمیم گرفت برای ملاقات با رییس از او اجازه بگیرد و رییس نیز بالاجبار پذیرفت. رییس با اوقات تلخی آهی کشید و از دل رضایت نداشت که با آنها ملاقات کند. به علاوه از اینکه اشخاصی با لباس کتان و راه راه وکت وشلواری دست دوز و کهنه وارد دفترش شده، خوشش نمی آمد.
خانم به او گفت: «ما پسری داشتیم که یک سال در هاروارد درس خواند. وی اینجا راضی بود. اما حدود یک سال پیش در حادثه ای کشته شد. شوهرم و من دوست داریم بنایی به یادبود او در دانشگاه بنا کنیم.»
رییس با غیظ گفت :« خانم محترم ما نمی توانیم برای هرکسی که به هاروارد می آید و می میرد، بنایی برپا کنیم. اگر این کار را بکنیم، اینجا مثل قبرستان می شود.»
خانم به سرعت توضیح داد: «آه… نه…. نمی خواهیم مجسمه بسازیم. فکر کردیم بهتر باشد ساختمانی به هاروارد بدهیم.»
رییس لباس کتان راه راه و کت و شلوار دست دوز و کهنه آن دو را برانداز کرد و گفت: «یک ساختمان! می دانید هزینه ی یک ساختمان چقدر است؟ ارزش ساختمان های موجود در هاروارد هفت و نیم میلیون دلار است.»
خانم یک لحظه سکوت کرد. رییس خشنود بود. شاید حالا می توانست از شرشان خلاص شود. زن رو به شوهرش کرد و آرام گفت: «آیا هزینه راه اندازی دانشگاه همین قدر است؟ پس چرا خودمان دانشگاه راه نیندازیم؟»
شوهرش سر تکان داد. رییس سردرگم بود. آقا و خانمِ “لیلاند استنفورد” بلند شدند و راهی کالیفرنیا شدند، یعنی جایی که دانشگاهی ساختند که تا ابد نام آنها را برخود دارد:
دانشگاه استنفورد از بزرگترین دانشگاههای جهان، یادبود پسری که هاروارد به او اهمیت نداد.
تن آدمی شریف است به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
از تاخیر چند روزم از شما دوستان گلم معذرت می خوام.فصل امتحانات بود.خوب خدا را شکر تمام شد
راحت شدم![]()
![]()
حالا این سری یه عکس های خیلی خوشگل و ناز از هنرمندان گذاشتم.که ...
خودتون بینیدو لذت ببرید.دوست جونم ها
اگر خوشتون آمد نظر فراموش نشه.باشه رفقا![]()
ادامه مطلب
دیدنش واقعا به یکباردیدن می ارزد
برای دیدن عکس ها به ادمه مطلب بروید.
ادامه مطلب
عکس های زیبا از بازتاب در آب
خیلی نازه به دیدنش خالی از لطف نیست![]()
دوستان گلم نظر فراموش نشود![]()
ادامه مطلب
. هند کشف کرد که هیچ کس نمیتواند پوشه ای به نام CON را درهیچ قسمتی از کامپیوتر ایجاد کند. این چیزی خیلی عجیب... و باور نکردنی است.
در مایکروسافت ، کل تیم نمی توانند پاسخ چنین اتفاقی را بدهند!!
همین حالا امتحان کنید،فولدری به نام CONرا نمیتوانید ذخیره کنید.
2. یک فایل تکست خالی باز کنید(کلیک راست کنید new => text document) سپس
متن Bush hid the facts را تایپ کرده و آنرا ذخیره کنید. پنجره را بسته و دوباره باز کنید.شکلی عجیب خواهید دید!!
3.
موضوعی جالب و باور نکردنی که توسط برزیلیها کشف شد.مایکروسافت ورد را باز کرده و عبارت زیر را تایپ کرده و دکمه اینتر را بزنید و سپس مشاهده کنید
=rand (200, 99)
در این جشن که روز دوشنبه ی پس از عید پاک برگزار میشود، پسران جوان و نوجوان در نقاطی از شهر "لفیف" کمین میکنند و با عبور رهگذران و بالاخص دختران جوان و نوجوان ، با آب به آنها حمله میکنند!
ادامه مطلب
کورش گفت: اگر غنیمت های جنگی رانمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟!
کورش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کورش برای امری به
مردم هرچه در توان داشتند برای کورش فرستادند. وقتی که مالهای گرد آوری شده
کوروش رو به کزروس کرد و گفت: ثروت من اینجاست. اگر آنهارا پیش خود نگه
هیچ وقت از مشکلات زندگی ناراحت نشو، کارگردان همیشه سخت ترین نقش ها را به بهترین بازیگر می دهد.
خداوند اگر آرزویی در تو قرار داده، بدان توانایی آن را در تو دیده است!
باران رحمت خدا همیشه می بارد، تقصیر ماست که کاسه هایمان را بر عکس گرفته ایم!
دوست داشتن یک نوع باوره، خوش به حال آن باوری که صادقانه باشد.
دوری فقط تعبیریست که فاصله ها از ما دارند، اما بی خبرند از نزدیکی دلهایمان!
زندگی حکمت اوست، زندگی دفتری از حادثه هاست، چند برگی را تو برگ می زنی و مابقی را قسمت!
| Design By : Night Melody |





